احمد مجد الاسلام كرمانى

312

سفرنامه كلات ( فارسى )

احتياج از خارجه قرار دادم و چند نفر از معارف قوم و دانشمندان مملكت را بعضويت اين انجمن دعوت نموده در اين موضوع حرف ميزديم و آن انجمن در هر هفته روزهاى چهارشنبه در منزل يكى از اعضاء انجمن منعقد مىشد و از صبح تا غروب در رفع احتياجات مذاكره مينموديم ، اعضاء انجمن از ده نفر زيادتر نبودند ولى همه آنها مردمان با اطلاع بوده از جمله حاجى « ميرزا نصر اللّه بهشتى » واعظ كه اين اواخر ملقب به ملك المتكلمين شد و آقا سيد جمال الدين واعظ كه حالا صدر المحققين است و اين هر دو نفر حالا در طهران هستند « 1 » و « حاجى ميرزا سيد على جناب‌زاده « 2 » اصفهانى » و « ميرزا محمد على علم » و چند نفر ديگر كه آنقدرها معروفيت ندارند ، مؤسس اين انجمن شخص بنده بودم و گويا اول انجمنى بود كه بعد از « انجمن رسمى معارف » در ايران تشكيل شده بود و بعد از چندين ماه مباحثه و مشاوره بالاخره اينطور قرار داديم كه چون امروز اسباب رفع هيچ گونه احتياجى نداريم لهذا دست هيچكدام از شعب احتياجات نمىتوانيم بزنيم مگر نسبت به منسوجات كه در اصفهان و كرمان و يزد و كاشان و خاك خراسان اسباب آن بالنسبه جمع‌تر است و هستند مردميكه از نسج پارچه معاش خود را ميگذرانند و ممكن است همانها را تشويق نموده و سرمايه داد تا وسعتى در كار آنها پيدا شود و جماعتى از بيكارهاى مملكت را هم به كار واداشت ، اما پيشرفت اين مقدمه متوقف بر دو مطالب مهم است ، يكى تحصيل سرمايه و ديگرى رغبت مردم باستعمال آنها ، انجام

--> ( 1 ) بدستور محمد عليشاه سيد جمال الدين اصفهانى در بروجرد بدست امير افخم خفه گرديد . حسين خان امير افخم كه قبلا لقب حسام الملك داشت نوه دخترى فتحعليشاه است و شوهر قمر السلطنه دختر مظفر الدين شاه . م . خ ( 2 ) حاجى ميرزا سيد على جناب از دانشمندان اصفهان و اثر معروف او كتاب « الاصفهان » است كه تاكنون يك جلد آن بچاپ رسيد . مرحوم جناب داراى سه پسر بود بنامهاى : كمال ، جمال ، جلال . كه اولى استاد دانشگاه تهران ، دومى در يك حادثه هوائى جانسپرد و سومى دكتر داروساز است . م . خ